سلام خدمت شما امیدوارم از ته دل برا سلامتی آقا امام زمان دعا کنید

بچه ها شیعه ها خیلی مواظب باشین

بچه ها چشماتون رو وا کنین دشمن داره ما رو از  رهبرمون -شهدا - امام و ائمه  اطهار دور  می کنه وای وای وای....

دشمن داره رنگ زرق و برق دنیا رو زیاد می کنه و عشق ورزیدن به امام و شهدا و رهبر انقلاب و ائمه اطهار رو کم رنگ می کنه بچه ها خدا وکیلی بین این دو  آدم کدومشنو انتخاب می کنین یه آدم که فقط خودش،مالش،زرقو برق این دنیای لعنتی ... رو می بینه و هیچ کاری با دین و خدا و پیغمبرش نداره ...یه آدم دیگه که واقعا انسانه به آقاش امام زمان عشق می ورزه به رهبرش هم همین طور...خداوند تو زندیگش  رنگ داده و هیچ چیز دیگری  تو این دنیا اونو گولش نمیزنه و به هیچ چیز تو این دنیا اهمیت نمی ده میدونین چرا چون یه روز باید رهاش کنه و بره......

بچه ها شیطان همیشه در کمینه که ما رو گول بزنه و چیز هایی که خیلی خیلی زشته رو زیبا جلوه بده ...

رهبرمون فرمودند:اگه تونستن یاد و خاطره شهدا رو از دل این جوونا ببرن همه چیز این مملکتو بردن.

بچه ها خیلی مواظب باشین که دشمن داره محکم کار میکنه و اصلا دست بردار نیست .

ما باید در این جنگ نرم محکم پای آرمان هایمان بایستیم  و با اسباط این آرمان های زیبا سیلی محکمی به  دشمن کثیف بزنیم.

تا اونا بفهمن که با چه کسایی در افتادن و مارو دست کم نگیرن .

هروقت خواستیم گناه کنیم بگیم(السلام علیک یا اباعبدالله...)و دلمون رو ببریم کربلا و از اون گناه دور بشیم.

اگه واقا بخوایم فکرمون رو به کار بندازیم ما توی این دنیا داریم زندگی میکنیم  آخرش چی توی یک قبر میزارنمون و صدمن خاک روی ما میریزن و آخرش همه میرن خونه هاشون رو مارو فراموش میکنن بعضی ها یادشون زنده می مونه...

بااین همه چه ارزشی داره که ما بخوایم توی این دنیا به راحتی گناه کنیم و همه چیزها رو زیر پا بگذاریم

یه راوی بود که می گفت: اگه گناه کنین خیانت کردین به (خون شهدا) و امام واهلبیت...

به امید آن روزکه یار دل ربا بیاید...

«من شهید محمدابراهیم همت روخیلی...دوست دارم وبراهمین یه سری خاطرات و...ازش براتون میزارم...که استفاده کنید و حتما نظرتون رو بذارید...»

سال شمار زندگی حاج محمد ابراهیم همت

-۱۳۳۴،تولد در شهرستان قمشه،دوازدهم فروردین ماه.

-۱۳۵۲،گرفتن دیپلم.

-۱۳۵۲،ورود به دانش سرای تربیت معلم اصفهان.

-۱۳۵۴،اتمام تحصیل.

-۱۳۵۴،آغاز خدمت سربازی.

-۱۳۵۶،تدریس در مدارس راهنمایی  شهرضا.

-۱۳۵۸،ورود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

-۱۳۵۹،ورود به کردستان و شهرستان پاوه.

-۱۳۶۰؛شرکت در عملیات روح الله در کردستان

-۱۳۶۰،زیلرت خانه خدا.

-۱۳۶۰،ازدواج.

-۱۳۶۰،عزیمت به جبهه های جنوب.

-۱۳۶۰،شرکت در عملیات بزطرگ عملیات فتح المبین.

-۱۳۶۱،شرکت در عملیات بزرگ بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر.

-۱۳۶۱،فرماندهی عملیات بزرگ رمضان.

-۱۳۶۱،فرماندهی عملیات مسلم بن عقیل.

-۱۳۶۲،فرماندهی  عملیات بزرگ خیبر.

-۱۳۶۲،شهادت،هفدهم اسفند ماه.

خاطرات حاج همت:

نماز اول وقت

عملیات مسلم بن عقیل(ع)بود.چند شب قبل از عملیات  حاجی به خانه آمد،مثل همیشه خاکی و خسته.زمستان بود ،حاجی هم به خاطر سینوزیت شدیدی که داشت،سرش به شدت درد می کرد.خودش را آماده نماز خواندن کرد،گفتم:((حالا یه دوش بگیر ،یه لقمه غذا بخور،خسته ای، بعد نماز بخون)).نگاه معنی داری  به من و کرد و گفت: ((من این همه خودمو به زحمت  انداختم و اومدم خونه که نماز اول وقت بخونم،حالا تو می گی اول غذا بخورم.))

یادم می آد آنقدر حالش بد بود و در شرایط جسمی بدی به سر می برد که وقتی نمازش رو شروع کرد،کنارش ایستادم تا اگر وسط نماز حالش بد شد و خواست زمین بیفته،بتوانم او رو بگیرم.

برایم جالب بود،با آن حال بد و وضع  خراب و سردردی که داشت،حاضر نشد نماز اول وقت رو رها کند و باقی امور برسد.

کوچکترین گناه هم نه

از وقتی که این ظرف های تفلون را خریده بودم،چند بار گفته بود:(یادت نره!فقط قاشق چوبی بهش بزنی!که لایه تفلونش خراب نشه).دیگه داشت بهم بر می خورد؛با دلخوری گفتم:(ابراهیم!تو که اینقدر خسیس نبودی !)برای اینکه سوء تفاهم نشود،زود گفت:

(نه!آدم تا اونجا که می تونه،باید همه چیز رو حفظ کنه.باید طوری زندگی کنه که کوچکترین گناهی نکنه.)

از:همسر شهید والا مقام

 

جاروب دل

به زحمت جارو رو از دستش گرفتم.داشت محوطه رو آب و جارو می کرد.

کار هر روز صحبش بود.

ناراحت شد و گفت :((بذار خودم جارو کنم.این جوری بدی های درونم هم جارو می شن.))


بخشی از وصیت نامه  از شهید:

-یاد خدا را فراموش نکنید و مرتب (بسم الله)بگویید و با یاد و ذکر خدا و برای رضای خدا،خیلی از مطالب حل می شود.

-ما در راه خدا مبارزه می کنیم، مبارزه ما شکست ندارد.

-در پوست خود نمی گنجم،گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیم های خاردار مانع اند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه از خدا بازم می دارد متنفرم.

-علی وار زیستن و علی وار شهید شدن و حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم.

-برای اینکه لطف و. رحمت و آمرزش خداوند شامل حال ما بشود باید اخلاص داشته باشیم و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم،سرمایه می خواهد که ما از همه چیزمان بگذریم.باید شبانه روز دلمان و وجودمان  و همه چیزمان با خدا باشد.

-اگر اخلاص باشد همه چیز هست، اخلاص یعنی:پاک شدن درون؛بیرن راندن هئاهای نفسانی از ذات و از قلب و از دل و از درون پاک شدن به منزله این که انسان ایثار پیدا کند،اخلاص پیدا کند،متقی بشود،تقوی پیدا کند،جهاد فی سبیل الله در او رشد کند وخودش را انشاءالله برای یک عملیات بزرگ آماده کند.

((اینم بگم  که حاج همت منظورش از این جمله:( جهاد فی سبیل الله در او رشد کند وخودش را انشاءالله برای یک عملیات بزرگ آماده کند). زمانه ما هم بوده است.))===

-از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان به شما دوخته شده است.به پاخیزید!اسلام و خود را دریابید.


امیدوارم  هرکسی  که می خواد شهید بشه به آرزوش برسه

شما را به خدا  ای مردم شهدا را از یاد نبرید...